اگر هنگام یادگیری گرامر انگلیسی با اصطلاح Part of Speech یا «اجزای کلام» روبهرو شدهاید، احتمالاً میدانید که تشخیص نقش کلمات یکی از پایههای مهم جملهسازی در زبان انگلیسی است. هر کلمه در جمله بر اساس نقشی که ایفا میکند، میتواند در یک دسته دستوری مشخص قرار بگیرد؛ برای مثال، کلمات book و teacher اسم، run و study فعل و carefully و quickly قید هستند.
شناخت Part of Speech کلمات فقط برای حل تمرینهای گرامری کاربرد ندارد. وقتی بدانید یک کلمه در جمله چه نقشی دارد، راحتتر میتوانید ساختار جمله را تحلیل کنید، جایگاه کلمات را تشخیص دهید، معنی جمله را دقیقتر بفهمید و هنگام صحبت کردن یا نوشتن، ساختارهای درستتری بسازید.
در این مطلب ابتدا توضیح میدهیم Part of Speech چیست، سپس مهمترین انواع اجزای کلام در انگلیسی را با مثال بررسی میکنیم و در پایان به نکاتی میپردازیم که به شما کمک میکنند نقش کلمات را در جملههای واقعی راحتتر تشخیص دهید.
Part of Speech چیست؟
Part of Speech به دستهبندی کلمات بر اساس نقش و عملکرد آنها در جمله گفته میشود. در فارسی میتوان این اصطلاح را «اجزای کلام»، «دستههای دستوری» یا «نقش دستوری کلمات» ترجمه کرد.
برای مثال، در جمله:
Sarah reads interesting books.
سه کلمه اصلی نقشهای متفاوتی دارند:
Sarah → اسم (Noun)
reads → فعل (Verb)
interesting → صفت (Adjective)
books → اسم (Noun)
بنابراین Part of Speech به ما میگوید هر کلمه در جمله چه کاری انجام میدهد و چه رابطهای با سایر کلمات دارد.
نکته مهم این است که یک کلمه همیشه و در همه جملهها یک نقش ثابت ندارد. ممکن است یک واژه با توجه به کاربردش در جمله، نقش دستوری متفاوتی پیدا کند.
برای مثال:
I work every day.
در اینجا work فعل است.
اما:
I have a lot of work.
در این جمله work اسم است.
پس برای تشخیص Part of Speech نباید فقط به خود کلمه نگاه کنیم؛ نقش آن در جمله اهمیت بیشتری دارد.
انواع Part of Speech در زبان انگلیسی
در منابع مختلف ممکن است تعداد اجزای کلام کمی متفاوت باشد؛ زیرا بعضی دستور زبانها «حروف تعریف» را زیرمجموعه Determiners در نظر میگیرند یا برخی دستهها را با هم ترکیب میکنند. برای زبانآموزان، یک دستهبندی کاربردی شامل این موارد است:
- اسم یا Noun
- ضمیر یا Pronoun
- فعل یا Verb
- صفت یا Adjective
- قید یا Adverb
- حرف اضافه یا Preposition
- حرف ربط یا Conjunction
- حرف ندا یا Interjection
- حرف تعریف و تعیینکنندهها یا Articles / Determiners
در ادامه هرکدام را با مثال بررسی میکنیم.
---
1. اسم یا Noun
Noun یا اسم کلمهای است که برای نامگذاری افراد، مکانها، اشیا، حیوانات، مفاهیم و ایدهها استفاده میشود. برای مثال:
teacher → معلم
book → کتاب
London → لندن
dog → سگ
happiness → شادی
education → آموزش
به جمله زیر توجه کنید:
My brother bought a new car.
در این جمله brother و car اسم هستند.
اسمها میتوانند مفرد یا جمع باشند:
one book
two books
برخی اسمها نیز شکل جمع بیقاعده دارند:
child → children
man → men
woman → women
اسم خاص و اسم عام
اسمها از نظر نوع نیز میتوانند متفاوت باشند. اسم خاص به نام مشخص یک شخص، مکان یا چیز اشاره میکند و معمولاً با حرف بزرگ نوشته میشود:
Ali lives in Tehran.
در این جمله Ali و Tehran اسم خاص هستند.
در مقابل:
I have a dog.
کلمه dog یک اسم عام است.

2. ضمیر یا Pronoun
Pronoun یا ضمیر کلمهای است که معمولاً به جای اسم قرار میگیرد تا از تکرار مداوم آن جلوگیری شود. برای مثال:
Mary is a student. Mary studies English every day.
تکرار Mary طبیعی به نظر نمیرسد. میتوانیم بگوییم:
Mary is a student. She studies English every day.
در جمله دوم، she به جای Mary قرار گرفته است.
از ضمیرهای رایج انگلیسی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- I
- you
- he
- she
- it
- we
- they
- me
- him
- her
- us
- them
ضمیرها فقط به ضمایر شخصی محدود نمیشوند و گروههایی مانند ضمایر ملکی، اشارهای، انعکاسی و موصولی را نیز شامل میشوند.
برای مثال:
This is my book.
I did it myself.
That is expensive.
نقش ضمیر در جمله اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نوع ضمیر میتواند اطلاعاتی مانند شخص، تعداد یا رابطه مالکیت را نشان دهد.
3. فعل یا Verb
Verb یا فعل یکی از مهمترین اجزای کلام در انگلیسی است و معمولاً برای بیان عمل، حالت یا وقوع یک اتفاق به کار میرود. برای مثال:
- go
- eat
- study
- work
- sleep
- know
- become
در جمله:
They study English.
کلمه study فعل است.
یا:
She works at a bank.
در این جمله works فعل است.
افعال اصلی و کمکی
فعلها را میتوان از جنبههای مختلف دستهبندی کرد. یکی از تقسیمبندیهای مهم، تفاوت میان Main Verbs و Helping Verbs یا auxiliary verbs است. فعل اصلی، عمل یا حالت اصلی را بیان میکند:
She works every day.
اما فعل کمکی در ساختارهایی مانند زمانها، سوالی کردن یا منفی کردن جمله به کار میرود:
She is working.
She has finished her work.
Do you like coffee?
گاهی یک عبارت فعلی از چند کلمه تشکیل میشود:
She will study tomorrow.
بنابراین هنگام تشخیص Part of Speech باید توجه کنیم که فعل ممکن است فقط یک کلمه نباشد.
4. صفت یا Adjective
Adjective یا صفت، کلمهای است که ویژگی یا خصوصیتی درباره یک اسم یا ضمیر بیان میکند. برای مثال:
- big
- small
- beautiful
- interesting
- difficult
- expensive
- intelligent
در عبارت:
a beautiful house
کلمه beautiful ویژگی house را بیان میکند.
یا:
She is intelligent.
در اینجا intelligent ویژگی she را توضیح میدهد.
صفتها معمولاً قبل از اسم قرار میگیرند:
a large house
an interesting book
اما در ساختارهایی که با افعالی مانند be ساخته میشوند، صفت میتواند بعد از فعل قرار بگیرد:
The house is large.
The book was interesting.
5. قید یا Adverb
Adverb یا قید اطلاعات بیشتری درباره فعل، صفت، قید دیگر یا گاهی کل جمله ارائه میدهد. قیدها میتوانند اطلاعاتی درباره مواردی مانند نحوه انجام عمل، زمان، مکان، تکرار، شدت یا احتمال ارائه کنند. برای مثال:
She speaks slowly.
در اینجا slowly نحوه صحبت کردن را توضیح میدهد.
I saw him yesterday.
در این جمله yesterday زمان وقوع عمل را مشخص میکند.
She is very tired.
در اینجا very شدت صفت tired را مشخص میکند.
برخی قیدها به ly- ختم میشوند:
slow → slowly
careful → carefully
quick → quickly
اما همه قیدها این ویژگی را ندارند. کلماتی مانند fast، hard، well، often و never نیز میتوانند قید باشند. همچنین نباید تصور کنیم هر کلمهای که به ly- ختم میشود حتماً قید است. برای مثال:
- friendly
- lovely
- lonely
این کلمات در بسیاری از کاربردها صفت هستند.
6. حرف اضافه یا Preposition
Preposition یا حرف اضافه، رابطه میان یک کلمه یا عبارت و بخش دیگری از جمله را نشان میدهد. حروف اضافهای مانند:
- in
- on
- at
- from
- to
- for
- with
- about
- under
- between
در انگلیسی بسیار پرکاربرد هستند. برای مثال:
The book is on the table.
حرف اضافه on رابطه مکانی میان book و table را مشخص میکند.
یا:
I will meet you at 7 o'clock.
در اینجا at رابطه زمانی را نشان میدهد.
حروف اضافه میتوانند اطلاعاتی درباره زمان، مکان، جهت، ارتباط و موقعیت ارائه کنند.
7. حرف ربط یا Conjunction
Conjunction یا حرف ربط برای ارتباط دادن کلمات، عبارتها یا جملهها استفاده میشود. برخی از حروف ربط پرکاربرد عبارتاند از:
- and
- but
- or
- because
- although
- if
- when
- while
- since
برای مثال:
I like tea and coffee.
در این جمله and دو اسم را به هم متصل کرده است.
یا:
I stayed home because it was raining.
در اینجا because دو بخش جمله را به یکدیگر مرتبط میکند.
حروف ربط همپایه
حروف ربطی مانند and، but، or، so میتوانند دو بخش همسطح را به یکدیگر متصل کنند. یکی از روشهای شناختهشده برای به خاطر سپردن حروف ربط همپایه، عبارت FANBOYS است:
- For
- And
- Nor
- But
- Or
- Yet
- So
مثال:
I wanted to go, but I was too tired.
حروف ربط وابستهساز
کلماتی مانند because، although، if، when میتوانند یک جمله وابسته را به جمله اصلی متصل کنند.
I stayed home because I was sick.
Although it was raining, we went outside.
8. حرف ندا یا Interjection
Interjection یا حرف ندا برای بیان احساس، واکنش یا حالت ناگهانی گوینده استفاده میشود. نمونههای رایج:
- Wow!
- Ouch!
- Oh!
- Oops!
- Hmm!
- Hey!
برای مثال:
Wow! That's amazing.
یا:
Ouch! That hurts.
حروف ندا معمولاً از نظر دستوری ارتباط مستقیمی با سایر بخشهای جمله ندارند و بیشتر احساس یا واکنش گوینده را منتقل میکنند. به همین دلیل در مکالمه، داستاننویسی و زبان غیررسمی بیشتر دیده میشوند.
9. حروف تعریف و Determiners
در برخی منابع آموزشی، Articles به عنوان یکی از اجزای کلام معرفی میشوند و در برخی دستور زبانها، حروف تعریف زیرمجموعه گستردهتر Determiners در نظر گرفته میشوند. حروف تعریف انگلیسی عبارتاند از:
- a
- an
- the
برای مثال:
I saw a dog.
در این جمله a به یک سگ نامشخص اشاره میکند.
I saw the dog again.
در اینجا the نشان میدهد درباره سگی مشخص صحبت میکنیم که برای مخاطب شناخته شده است.
آیا تعداد Part of Speech در انگلیسی دقیقاً ۸ یا ۹ مورد است؟
پاسخ به این سؤال به نظام دستهبندی مورد استفاده در منبع گرامری بستگی دارد. در بسیاری از کتابهای آموزشی، ۸ نوع اصلی Part of Speech معرفی میشود:
- Noun
- Pronoun
- Verb
- Adjective
- Adverb
- Preposition
- Conjunction
- Interjection
برخی منابع، Articles یا Determiners را نیز به عنوان یک گروه جداگانه اضافه میکنند و در نتیجه از ۹ دسته صحبت میکنند. بنابراین اگر در یک کتاب با ۸ و در کتاب دیگری با ۹ Part of Speech مواجه شدید، لزوماً یکی از آنها اشتباه نیست. تفاوت معمولاً به نحوه دستهبندی دستور زبان مربوط میشود.
برای زبانآموز، مهمتر از حفظ کردن تعداد دقیق دستهها، شناخت نقش هر کلمه در جمله است.
آیا یک کلمه میتواند چند Part of Speech داشته باشد؟
بله. یکی از نکات مهم در یادگیری Part of Speech این است که نقش یک کلمه همیشه ثابت نیست.
برای مثال، کلمه fast را در نظر بگیرید:
He is a fast runner.
در اینجا fast صفت است.
اما:
He runs fast.
در این جمله fast قید است.
کلمه work نیز میتواند نقشهای متفاوتی داشته باشد:
I work every day.
در اینجا work فعل است.
I have a lot of work.
در اینجا work اسم است.
بنابراین برای تشخیص Part of Speech باید به جایگاه، کاربرد و رابطه کلمه با سایر اجزای جمله توجه کرد.
چگونه Part of Speech یک کلمه را در جمله تشخیص دهیم؟
برای تشخیص نقش دستوری یک کلمه، چند سؤال ساده میتواند به شما کمک کند.
- آیا کلمه نام شخص، مکان، شیء یا مفهوم است؟
اگر پاسخ مثبت باشد، احتمالاً با Noun روبهرو هستید.
- آیا کلمه جای اسم را گرفته است؟
احتمالاً Pronoun است.
- آیا عمل یا حالت را بیان میکند؟
احتمالاً Verb است.
- آیا ویژگی یک اسم را توضیح میدهد؟
احتمالاً Adjective است.
- آیا نحوه، زمان، مکان، شدت یا احتمال را مشخص میکند؟
احتمالاً Adverb است.
- آیا رابطه میان کلمات را نشان میدهد؟
ممکن است Preposition باشد.
- آیا دو کلمه یا دو بخش جمله را به هم متصل میکند؟
احتمالاً Conjunction است.

تفاوت Part of Speech و نقش دستوری کلمه چیست؟
این دو مفهوم به یکدیگر نزدیک هستند، اما دقیقاً یکسان نیستند. Part of Speech مشخص میکند یک کلمه به چه دسته دستوری تعلق دارد؛ مثلاً noun، verb یا adjective. اما نقش دستوری میتواند به وظیفه آن کلمه در یک جمله مشخص اشاره کند؛ برای مثال یک اسم میتواند در یک جمله نقش فاعل و در جمله دیگری نقش مفعول داشته باشد.
مثلاً:
Ali bought a book.
Ali اسم است و در این جمله نقش فاعل دارد.
اما:
I called Ali.
Ali همچنان اسم است، اما این بار نقش مفعول دارد.
پس:
Noun = نوع یا دسته کلمه
Subject/Object = نقش آن کلمه در جمله
این تفاوت برای زبانآموزان متوسط بسیار مهم است؛ زیرا باعث میشود تحلیل جمله را دقیقتر انجام دهند.
یک روش ساده برای مرور اجزای کلام
برای اینکه Part of Speech کلمات را بهتر به خاطر بسپارید، میتوانید هنگام یادگیری واژگان جدید یک جدول کوچک برای خودتان بسازید:
| کلمه | Part of Speech | معنی | مثال |
|---|---|---|---|
| Noun | success | موفقیت | .Success takes time |
| Verb | succeed | موفق شدن | .She succeeded |
| Adjective | successful | موفق | .He is successful |
| Adverb | successfully | با موفقیت | She completed the task successfully |
این روش یک مزیت مهم دارد: به جای یادگیری واژه به صورت جداگانه، خانواده کلمات و نقش دستوری آنها را همزمان یاد میگیرید.
اگر در سطح متوسط زبان انگلیسی هستید، به جای حفظ کردن فهرست طولانی اصطلاحات گرامری، از جملههای واقعی شروع کنید. هر بار که یک کلمه جدید یاد میگیرید، علاوه بر معنی، به نوع کلمه، جایگاه آن در جمله و کلماتی که معمولاً در کنار آن میآیند نیز توجه کنید. این روش به شما کمک میکند Part of Speech را از یک مفهوم تئوری به مهارتی کاربردی در یادگیری زبان تبدیل کنید.
منبع: ginsengenglish ، languagetool
