آموزش انواع صفت‌ ها در زبان انگلیسی

  • خانه
  • انواع صفت‌ ها در انگلیسی + مثال و کاربرد هر یک

صفت در زبان انگلیسی یا Adjective یکی از مهم‌ترین بخش‌های جمله است و برای توصیف یک اسم یا ضمیر، مشخص کردن ویژگی آن یا دادن اطلاعات بیشتر درباره آن به کار می‌رود. صفت‌ها می‌توانند درباره اندازه، رنگ، شکل، سن، تعداد، احساسات، ویژگی‌های شخصیتی و بسیاری موارد دیگر اطلاعات بدهند.

شناخت انواع صفت ها در انگلیسی به شما کمک می‌کند جمله‌های دقیق‌تر و طبیعی‌تری بسازید. در این مطلب، مهم‌ترین انواع صفت، کاربرد آن‌ها، جایگاه صفت در جمله و تفاوت آن با قید را با مثال یاد می‌گیریم.

انواع صفت‌ در زبان انگلیسی

صفت در انگلیسی چیست؟

Adjective کلمه‌ای است که یک اسم (Noun) یا ضمیر (Pronoun) را توصیف یا مشخص می‌کند. صفت می‌تواند اطلاعاتی درباره ظاهر، اندازه، رنگ، کیفیت، تعداد یا حالت یک اسم ارائه دهد.

برای مثال:

  • a tall man → یک مرد قدبلند
  • a red car → یک ماشین قرمز
  • an expensive phone → یک گوشی گران‌قیمت
  • a happy child → یک کودک خوشحال

در مثال a red car، کلمه red درباره رنگ ماشین اطلاعات می‌دهد؛ بنابراین یک adjective است.

نکته مهم این است که صفت‌ها در زبان انگلیسی برخلاف بعضی زبان‌ها معمولاً از نظر جنسیت و تعداد تغییر نمی‌کنند. مثلاً beautiful هم برای یک نفر و هم چند نفر استفاده می‌شود:

a beautiful girl

یک دختر زیبا

beautiful girls

دختران زیبا

انواع صفت ها در انگلیسی

صفت‌های انگلیسی را می‌توان بر اساس کاربرد، جایگاه، شکل و میزان مقایسه دسته‌بندی کرد. در ادامه، مهم‌ترین انواع آن‌ها را بررسی می‌کنیم.

۱. صفات توصیفی یا Descriptive Adjectives

صفات توصیفی برای بیان یک ویژگی یا خصوصیت درباره اسم استفاده می‌شوند. این نوع صفت‌ها رایج‌ترین صفات در زبان انگلیسی هستند. این صفت‌ها می‌توانند رنگ، اندازه، شکل، سن، کیفیت، ظاهر، احساس و ویژگی‌های مختلف یک اسم را بیان کنند.

چند نمونه رایج:

  • beautiful → زیبا
  • big → بزرگ
  • small → کوچک
  • old → قدیمی / پیر
  • young → جوان
  • red → قرمز
  • expensive → گران
  • smart → باهوش
  • happy → خوشحال

مثال:

She bought a beautiful dress.

او یک لباس زیبا خرید.

I live in a small apartment.

من در یک آپارتمان کوچک زندگی می‌کنم.

He is a very intelligent student.

او دانش‌آموز بسیار باهوشی است.

صفات توصیفی معمولاً قبل از اسم قرار می‌گیرند، اما می‌توانند بعد از افعال ربطی مانند be, seem, become, feel, look نیز بیایند.

The soup is delicious.

سوپ خوشمزه است.

She looks tired.

او خسته به نظر می‌رسد.

۲. صفات اشاره‌ای یا Demonstrative Adjectives

صفات اشاره‌ای برای مشخص کردن یک اسم و نشان دادن اینکه درباره کدام شخص یا چیز صحبت می‌کنیم به کار می‌روند. چهار کلمه اصلی در این گروه عبارت‌اند از:

صفتکاربرد
thisاین، مفرد و نزدیک
thatآن، مفرد و دور
theseاین‌ها، جمع و نزدیک
thoseآن‌ها، جمع و دور

This book is interesting.

این کتاب جالب است.

That car is very expensive.

آن ماشین خیلی گران است.

These shoes are comfortable.

این کفش‌ها راحت هستند.

Those houses are beautiful.

آن خانه‌ها زیبا هستند.

نکته: this و that با اسم مفرد و these و those با اسم جمع استفاده می‌شوند.

۳. صفات ملکی یا Possessive Adjectives

صفات ملکی برای نشان دادن مالکیت یا تعلق داشتن چیزی به شخصی استفاده می‌شوند. مهم‌ترین صفات ملکی عبارت‌اند از:

ضمیرصفت ملکی
Imy
youyour
hehis
sheher
itits
weour
theytheir

This is my car.

این ماشین من است.

Her brother is a doctor.

برادر او پزشک است.

Our house is very old.

خانه ما خیلی قدیمی است.

Their children are at school.

بچه‌های آن‌ها در مدرسه هستند.

نکته مهم: صفات ملکی همیشه قبل از اسم می‌آیند.

۴. صفات عددی یا Numeral Adjectives

صفات عددی برای نشان دادن تعداد یا ترتیب اسم‌ها به کار می‌روند. این گروه را می‌توان به چند دسته تقسیم کرد.

اعداد اصلی یا Cardinal Numbers

one, two, three, four

I have three brothers.

من سه برادر دارم.

اعداد ترتیبی یا Ordinal Numbers

first, second, third, fourth

This is the first chapter.

این فصل اول است.

اعداد کسری

a half, a third, a quarter

I spent half an hour there.

من نیم ساعت آنجا بودم.

اعداد چندبرابری

double, triple

He paid double the price.

او دو برابر قیمت را پرداخت کرد.

کلماتی مانند many, few, several, some نیز می‌توانند مقدار یا تعداد یک اسم را مشخص کنند.

I have several questions.

من چند سؤال دارم.

۵. صفات تفضیلی یا Comparative Adjectives

از صفات تفضیلی برای مقایسه دو شخص، دو شیء یا دو موقعیت استفاده می‌کنیم. برای ساخت صفت تفضیلی معمولاً از er- یا more استفاده می‌شود. برای بسیاری از صفات کوتاه:

 

tall → taller
fast → faster
small → smaller

 

مثال:

Ali is taller than Reza.

علی از رضا قدبلندتر است.

برای بسیاری از صفات بلندتر از more استفاده می‌کنیم:

 

beautiful → more beautiful
expensive → more expensive
interesting → more interesting

 

مثال:

This book is more interesting than that one.

این کتاب از آن یکی جالب‌تر است.

همچنین برخی صفات بی‌قاعده هستند:

صفتتفضیلی
goodbetter
badworse
farfarther / further
littleless
much/manymore

۶. صفات عالی یا Superlative Adjectives

صفات عالی برای بیان بالاترین یا پایین‌ترین درجه یک ویژگی در میان سه مورد یا بیشتر استفاده می‌شوند. در صفات کوتاه معمولاً از est- و در بسیاری از صفات بلند از most استفاده می‌کنیم.

tall → tallest

She is the tallest student in the class.

او قدبلندترین دانش‌آموز کلاس است.

beautiful → most beautiful

It is the most beautiful city I have ever visited.

این زیباترین شهری است که تا به حال دیده‌ام.

برخی صفات بی‌قاعده نیز شکل خاص خود را دارند:

صفتعالی
goodthe best
badthe worst
littlethe least
much/manythe most

۷. صفات پرسشی یا Interrogative Adjectives

صفات پرسشی برای پرسیدن اطلاعات درباره یک اسم به کار می‌روند. مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از:

  • what
  • which
  • whose

What color is your car?

ماشینت چه رنگی است؟

Which book do you want?

کدام کتاب را می‌خواهی؟

Whose bag is this?

این کیف متعلق به چه کسی است؟

تفاوت مهم این است که در این ساختار، این کلمات همراه یک اسم می‌آیند:

Which book

کدام کتاب

اما اگر به‌جای اسم به‌تنهایی قرار بگیرند، نقش دیگری خواهند داشت.

کاربرد صفت ها در زبان انگلیسی

۸. صفات کیفی و کمی؛ Qualitative و Quantitative Adjectives

یکی دیگر از روش‌های دسته‌بندی صفات، تقسیم آن‌ها به صفات کیفی و کمی است.

صفات کیفی یا Qualitative Adjectives

این صفات ویژگی یا خصوصیت یک اسم را بیان می‌کنند.

  • beautiful
  • large
  • happy
  • intelligent
  • cold

She is a smart girl.

او دختر باهوشی است.

صفات کمی یا Quantitative Adjectives

این صفات مقدار یا تعداد یک اسم را مشخص می‌کنند.

  • many
  • much
  • few
  • little
  • several
  • some
  • all

There are many students in the class.

دانش‌آموزان زیادی در کلاس هستند.

I need some water.

مقداری آب لازم دارم.

۹. صفات وابسته به جایگاه: Attributive و Predicative

گاهی صفات را بر اساس جایگاه آن‌ها در جمله دسته‌بندی می‌کنیم.

Attributive Adjectives

وقتی صفت مستقیماً قبل از اسم قرار بگیرد، معمولاً attributive adjective نامیده می‌شود.

a beautiful house

یک خانه زیبا

a fast car

یک ماشین سریع

a difficult question

یک سؤال دشوار

گاهی بیش از یک صفت قبل از اسم قرار می‌گیرد:

a beautiful old house

یک خانه قدیمی و زیبا

Predicative Adjectives

وقتی صفت بعد از فعل ربطی قرار بگیرد و درباره فاعل توضیح بدهد، نقش predicative adjective دارد. افعال ربطی رایج عبارت‌اند از:

be, seem, become, feel, look, sound, appear

The house is beautiful.

خانه زیباست.

She looks tired.

او خسته به نظر می‌رسد.

The idea sounds interesting.

این ایده جالب به نظر می‌رسد.

۱۰. صفات ساده و مرکب

بر اساس شکل ساختاری، صفات را می‌توان به دو دسته ساده و مرکب تقسیم کرد.

Simple Adjectives

صفت ساده از یک کلمه تشکیل شده است.

  • small
  • nice
  • happy
  • strong

It was a nice day.

روز خوبی بود.

Compound Adjectives

صفت مرکب از دو یا چند کلمه تشکیل می‌شود و معمولاً با خط تیره به هم متصل می‌شود.

  • short-lived
  • old-fashioned
  • well-known
  • part-time
  • five-year-old

He drives an old-fashioned car.

او یک ماشین قدیمی با سبک سنتی می‌راند.

She has a five-year-old son.

او یک پسر پنج‌ساله دارد.

دقت کنید که وقتی چند کلمه با هم قبل از یک اسم نقش یک صفت را دارند، اغلب با خط تیره نوشته می‌شوند.

۱۱. صفات معمولی و خاص؛ Common و Proper Adjectives

صفات معمولی ویژگی کلی یک اسم را بیان می‌کنند:

a beautiful city

یک شهر زیبا

a difficult exam

یک امتحان دشوار

اما Proper Adjectives از اسم‌های خاص ساخته می‌شوند و معمولاً با حرف بزرگ شروع می‌شوند.

مثال:

  • America → American
  • China → Chinese
  • France → French
  • Italy → Italian

مثال:

I love Italian food.

من غذای ایتالیایی را دوست دارم.

American companies are investing in technology.

شرکت‌های آمریکایی در فناوری سرمایه‌گذاری می‌کنند.

۱۲. صفات قابل درجه‌بندی و غیرقابل درجه‌بندی

صفات از نظر امکان نشان دادن شدت و درجه نیز به دو دسته تقسیم می‌شوند.

Gradable Adjectives

این صفات می‌توانند درجات مختلفی داشته باشند.

cold, hot, big, small, smart, beautiful

برای این صفات می‌توان از کلماتی مانند very, extremely, quite, rather استفاده کرد.

The water is very cold.

آب خیلی سرد است.

She is extremely intelligent.

او فوق‌العاده باهوش است.

Non-gradable Adjectives

این صفات معمولاً یک حالت کامل، مطلق یا قطعی را بیان می‌کنند و به‌طور معمول با مقایسه و شدت‌دهنده‌های معمولی استفاده نمی‌شوند.

perfect, dead, unique, impossible

مثال:

The plan is perfect.

برنامه کامل است.

در کاربرد دقیق و رسمی، استفاده از عباراتی مانند more perfect یا very dead معمولاً طبیعی نیست؛ هرچند در زبان روزمره یا کاربردهای غیررسمی ممکن است استثناهایی دیده شود.

۱۳. صفات قابل مقایسه و غیرقابل مقایسه

این دسته‌بندی به توانایی صفت برای ورود به ساختارهای مقایسه‌ای مربوط است. صفات قابل مقایسه می‌توانند با شکل تفضیلی و عالی یا با ابزارهای درجه‌بندی استفاده شوند.

مثال:

cold → colder → the coldest

This room is colder than the other one.

این اتاق از اتاق دیگر سردتر است.

در مقابل، صفات مطلق یا غیرقابل مقایسه معمولاً چنین تغییراتی ندارند. برای مثال، dead معمولاً به شکل‌های more dead یا deadest استفاده نمی‌شود.

۱۴. صفت پایه، تفضیلی و عالی

از نظر درجه، بسیاری از صفات سه شکل اصلی دارند:

Base form → Comparative → Superlative

مثال:

small → smaller → smallest

beautiful → more beautiful → most beautiful

good → better → best

درجه پایه فقط ویژگی را بیان می‌کند:

This car is fast.

این ماشین سریع است.

درجه تفضیلی دو چیز را مقایسه می‌کند:

This car is faster than mine.

این ماشین از ماشین من سریع‌تر است.

درجه عالی بالاترین درجه را در یک گروه بیان می‌کند:

This is the fastest car here.

این سریع‌ترین ماشین اینجاست.

آموزش انواع صفت‌ ها در انگلیسی

اسم‌هایی که نقش صفت می‌گیرند

گاهی یک اسم قبل از اسم دیگر قرار می‌گیرد و اطلاعاتی درباره آن اسم می‌دهد. در چنین شرایطی، اسم اول از نظر عملکرد شبیه صفت عمل می‌کند.

math teacher

معلم ریاضی

love story

داستان عاشقانه

coffee shop

کافی‌شاپ

در عبارت coffee shop، کلمه coffee از نظر دستوری اسم است، اما در این ترکیب مشخص می‌کند که چه نوع مغازه‌ای منظور است.

Nominal Adjectives یا صفات اسمی

گاهی یک صفت بدون اینکه اسم بعد از آن بیاید، تقریباً نقش اسم پیدا می‌کند و از مفهوم گروه اسمی برای اشاره به یک گروه از افراد استفاده می‌شود.

این کاربرد را در عباراتی مانند موارد زیر می‌بینیم:

the rich → ثروتمندان

the poor → فقرا

the homeless → افراد بی‌خانمان

The charity helps the homeless.

این خیریه به افراد بی‌خانمان کمک می‌کند.

در این ساختار، اسم اصلی حذف شده است اما مفهوم آن از جمله مشخص است.

صفات Restrictive و Non-restrictive

از نظر نقشی که اطلاعات صفت در جمله دارد، می‌توان میان صفات محدودکننده و غیرمحدودکننده نیز تفاوت قائل شد.

Restrictive Adjective

این نوع صفت اطلاعات ضروری درباره اسم می‌دهد و مشخص می‌کند دقیقاً کدام اسم موردنظر است.

I don't like the red apples.

در اینجا red مشخص می‌کند که منظور کدام سیب‌ها هستند؛ یعنی سیب‌های قرمز.

Non-restrictive Adjective

این نوع صفت اطلاعات اضافه‌ای درباره اسمی می‌دهد که از قبل مشخص است.

I finished the difficult task.

اگر از قبل مشخص باشد کدام کار موردنظر است، difficult فقط ویژگی آن کار را توصیف می‌کند و برای شناسایی خود آن ضروری نیست. این تفاوت در بعضی ساختارهای پیچیده‌تر انگلیسی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

در مجموع، آشنایی با انواع صفت ها در انگلیسی به شما کمک می‌کند ویژگی‌ها، تعداد، مالکیت، مقایسه و حالت‌های مختلف اسم‌ها را دقیق‌تر بیان کنید و جمله‌هایی طبیعی‌تر بسازید. صفت‌ها بسته به کاربرد و جایگاه خود به انواع مختلفی مانند توصیفی، اشاره‌ای، ملکی، عددی، پرسشی، تفضیلی و عالی تقسیم می‌شوند و می‌توانند از نظر ساختار، درجه‌بندی و نقش در جمله نیز تفاوت داشته باشند. با یادگیری این دسته‌بندی‌ها، همراه با توجه به ترتیب صفت‌ها در جمله و تفاوت adjective و adverb، می‌توانید از صفات به شکل درست‌تری در مکالمه، نوشتار و درک متون انگلیسی استفاده کنید.

منبع: kseacademy ، langeek

نظرات کاربران ( 33 بازدید کننده )

دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید قسمت های ضروری علامت گذاری * شده اند

پشتیبانی بله