معرفی و کاربرد انواع قید در زبان انگلیسی

  • خانه
  • انواع قید در زبان انگلیسی + کاربرد قیدها با مثال

قید یا Adverb یکی از بخش‌های مهم گرامر زبان انگلیسی است که به ما کمک می‌کند اطلاعات دقیق‌تری درباره یک فعل، صفت، قید دیگر یا حتی کل جمله ارائه دهیم. وقتی می‌گوییم کسی «سریع می‌دود»، «دیروز آمد»، «معمولاً دیر می‌خوابد» یا «احتمالاً باران می‌بارد»، در واقع از قید برای کامل‌تر کردن معنی جمله استفاده کرده‌ایم.

شناخت انواع قید در زبان انگلیسی فقط برای حل تمرین‌های گرامری اهمیت ندارد؛ بلکه درک قیدها به شما کمک می‌کند هنگام صحبت کردن و نوشتن، منظور خود را دقیق‌تر بیان کنید. برای مثال، تفاوت میان جمله‌های She speaks و She speaks quietly در اطلاعاتی است که قید quietly درباره نحوه صحبت کردن ارائه می‌دهد.

در این مطلب، انواع مهم قید در انگلیسی را بررسی می‌کنیم و با کاربرد هرکدام و مثال‌های ساده آشنا می‌شویم. همچنین تفاوت میان قیدهای حالت، زمان، مکان، تکرار، درجه، احتمال، جهت و چند گروه دیگر را توضیح می‌دهیم تا در پایان بتوانید نقش قیدها را در جمله راحت‌تر تشخیص دهید.

قید در زبان انگلیسی چیست؟

قید کلمه یا عبارتی است که اطلاعات بیشتری درباره فعل، صفت، قید دیگر یا گاهی کل جمله ارائه می‌کند. قید می‌تواند به سؤال‌هایی مانند «چگونه؟»، «چه زمانی؟»، «کجا؟»، «چند وقت یک‌بار؟»، «تا چه اندازه؟» و «با چه احتمالی؟» پاسخ دهد. برای مثال:

She sings beautifully.

او زیبا آواز می‌خواند.

در این جمله، beautifully نحوه انجام عمل آواز خواندن را توضیح می‌دهد و قید حالت است.

I met him yesterday.

من دیروز او را دیدم.

در اینجا yesterday زمان انجام عمل را مشخص می‌کند و قید زمان است.

در جمله زیر نیز قید، میزان یک ویژگی را مشخص می‌کند:

The movie was very interesting.

فیلم بسیار جالب بود.

کلمه very شدت صفت interesting را افزایش می‌دهد و در گروه قیدهای درجه قرار می‌گیرد.

بنابراین قیدها فقط کلماتی نیستند که به فعل اضافه شوند؛ بلکه بسته به نوعشان می‌توانند نقش‌های متفاوتی در جمله داشته باشند.

انواع قید در زبان انگلیسی

قیدها را می‌توان بر اساس معنی و کاربردشان در گروه‌های مختلفی قرار داد. مهم‌ترین انواعی که زبان‌آموزان در انگلیسی روزمره و نوشتاری با آن‌ها روبه‌رو می‌شوند عبارت‌اند از قید حالت، قید زمان، قید مکان، قید تکرار، قید درجه، قید احتمال، قید جهت و حرکت، قیدهای اشاره‌ای، موصولی، پرسشی، ربطی و قیدهای بیان دیدگاه یا نظر. البته مرزبندی میان برخی از این گروه‌ها در کتاب‌های گرامری مختلف ممکن است کمی متفاوت باشد. برای همین بهتر است به جای حفظ کردن تعداد انواع، ابتدا نقش و معنای قید در جمله را بشناسید.

قید حالت در انگلیسی | Adverbs of Manner

قید حالت نشان می‌دهد یک عمل چگونه انجام می‌شود و معمولاً به سؤال ?How پاسخ می‌دهد. بسیاری از قیدهای حالت با اضافه شدن -ly به صفت ساخته می‌شوند.

quick → quickly

careful → carefully

slow → slowly

beautiful → beautifully

برای مثال:

She speaks quietly.

او آرام صحبت می‌کند.

He drives carefully.

او بااحتیاط رانندگی می‌کند.

The children played happily.

کودکان با خوشحالی بازی کردند.

البته همه قیدهای حالت به -ly ختم نمی‌شوند. کلماتی مانند fast، hard و well نیز می‌توانند نقش قید داشته باشند.

He runs fast.

او سریع می‌دود.

She works hard.

او سخت کار می‌کند.

He speaks English well.

او انگلیسی را خوب صحبت می‌کند.

یکی از نکات مهم این بخش، تفاوت hard و hardly است. hard ذمی‌تواند به معنی «با تلاش زیاد» باشد، اما hardly معمولاً معنی «تقریباً نه» یا «به‌سختی» دارد.

She works hard.

او سخت کار می‌کند.

She hardly works.

او تقریباً کار نمی‌کند.

قید زمان در انگلیسی | Adverbs of Time

قید زمان مشخص می‌کند یک اتفاق چه زمانی رخ داده، در حال رخ دادن است یا چه مدت ادامه داشته است. کلماتی مانند now، today، yesterday، tomorrow، soon، later، already، recently و still از نمونه‌های رایج قید زمان هستند. برای مثال:

I saw her yesterday.

من دیروز او را دیدم.

He will arrive tomorrow.

او فردا خواهد رسید.

I am busy now.

من الان مشغولم.

She has already finished her work.

او قبلاً کارش را تمام کرده است.

قیدهای زمان در بسیاری از جمله‌ها در انتهای جمله قرار می‌گیرند، اما برای تأکید می‌توانند در ابتدای جمله نیز بیایند.

I will call you later.

من بعداً با تو تماس می‌گیرم.

Later, I will call you.

بعداً با تو تماس می‌گیرم.

علاوه بر «چه زمانی»، بعضی عبارات زمانی مدت یک اتفاق را نشان می‌دهند.

I stayed there all day.

من تمام روز آنجا ماندم.

در ترکیب‌های مربوط به مدت زمان، تفاوت for و since نیز اهمیت دارد. For معمولاً مدت زمان را نشان می‌دهد، در حالی که since نقطه شروع یک بازه زمانی را مشخص می‌کند.

I have lived here for five years.

پنج سال است که اینجا زندگی می‌کنم.

I have lived here since 2021.

از سال 2021 اینجا زندگی می‌کنم.

کاربرد انواع قید در زبان انگلیسی

قید مکان در انگلیسی | Adverbs of Place

قید مکان به ما می‌گوید یک عمل کجا اتفاق می‌افتد یا یک شخص یا شیء در چه مکانی قرار دارد. کلماتی مانند here، there، inside، outside، upstairs، downstairs، everywhere و somewhere می‌توانند در این گروه قرار بگیرند. برای مثال:

Please wait here.

لطفاً اینجا منتظر بمان.

She is waiting outside.

او بیرون منتظر است.

I looked everywhere.

من همه‌جا را جست‌وجو کردم.

قید مکان معمولاً اطلاعاتی درباره محل وقوع عمل ارائه می‌دهد.

The children are playing outside.

بچه‌ها بیرون بازی می‌کنند.

نکته مهم این است که بعضی کلمات می‌توانند با توجه به جمله، مفهوم مکان یا حرکت به سمت یک مکان را منتقل کنند.

برای مثال:

He is inside.

او داخل است.

در این جمله inside مکان را نشان می‌دهد.

اما:

He walked inside.

او به داخل رفت.

در اینجا inside جهت حرکت را مشخص می‌کند.

قید جهت و حرکت | Adverbs of Direction and Movement

این گروه از قیدها بیشتر همراه با فعل‌هایی استفاده می‌شوند که حرکت را نشان می‌دهند و مشخص می‌کنند حرکت به کدام سمت انجام شده است. کلماتی مانند away، back، up، down، inside، outside و forward می‌توانند در این کاربرد دیده شوند.

برای مثال:

She walked upstairs.

او از پله‌ها بالا رفت.

The dog ran away.

سگ فرار کرد.

He moved forward.

او به جلو حرکت کرد.

تفاوت قید مکان و قید جهت همیشه فقط به شکل کلمه مربوط نیست؛ بلکه باید به معنای فعل و مفهوم جمله توجه کرد. اگر کلمه محل قرار گرفتن را نشان دهد، کاربرد آن به قید مکان نزدیک است و اگر مسیر یا جهت حرکت را مشخص کند، نقش آن جهت و حرکت است.

قید تکرار در انگلیسی | Adverbs of Frequency

قید تکرار مشخص می‌کند یک عمل چند وقت یک‌بار انجام می‌شود. از پرکاربردترین قیدهای تکرار می‌توان به always، usually، often، sometimes، rarely، seldom و never اشاره کرد.

برای مثال:

She always gets up early.

او همیشه زود بیدار می‌شود.

I usually drink coffee in the morning.

من معمولاً صبح قهوه می‌نوشم.

He sometimes works at night.

او گاهی شب‌ها کار می‌کند.

They never eat breakfast.

آن‌ها هرگز صبحانه نمی‌خورند.

جایگاه قیدهای تکرار اهمیت زیادی دارد. این قیدها معمولاً قبل از فعل اصلی قرار می‌گیرند.

She always studies English.

اما اگر فعل to be داشته باشیم، قید معمولاً بعد از آن قرار می‌گیرد.

She is always happy.

همچنین وقتی فعل کمکی در جمله وجود دارد، قید تکرار معمولاً بعد از فعل کمکی می‌آید.

You must always be careful.

شناخت این الگوها به جلوگیری از اشتباه در جایگاه قید کمک می‌کند.

قید درجه و مقدار | Adverbs of Degree

قیدهای درجه یا مقدار، شدت یا میزان یک ویژگی، عمل یا حالت را مشخص می‌کنند و معمولاً به سؤال ?How much یا «تا چه اندازه؟» پاسخ می‌دهند. کلماتی مانند very، too، quite، extremely، really، rather، fairly و somewhat از نمونه‌های رایج این گروه هستند.

برای مثال:

She is very tired.

او خیلی خسته است.

The exam was extremely difficult.

آزمون بسیار دشوار بود.

I'm really happy.

من واقعاً خوشحالم.

این قیدها معمولاً قبل از صفت یا قیدی که شدت آن را مشخص می‌کنند قرار می‌گیرند.

very beautiful

بسیار زیبا

extremely quickly

با سرعت بسیار زیاد

با این حال، جایگاه قید درجه به نوع کلمه‌ای که آن را توصیف می‌کند بستگی دارد و همیشه یکسان نیست.

تشدیدکننده‌ها و کاهش‌دهنده‌ها | Intensifiers and Mitigators

تشدیدکننده‌ها و کاهش‌دهنده‌ها را می‌توان زیرمجموعه‌ای از قیدهای درجه در نظر گرفت. Intensifiers شدت یا قدرت یک ویژگی را بیشتر می‌کنند.

برای مثال:

She is extremely talented.

او فوق‌العاده بااستعداد است.

در مقابل، Mitigators شدت یک ویژگی را کاهش می‌دهند یا بیان آن را ملایم‌تر می‌کنند.

She is a little tired.

او کمی خسته است.

تفاوت میان این دو گروه برای بیان دقیق‌تر احساسات و میزان یک ویژگی اهمیت دارد. برای مثال، very tired با a little tired شدت یکسانی ندارد.

قید احتمال | Adverbs of Probability

قیدهای احتمال میزان اطمینان یا تردید گوینده درباره وقوع یک اتفاق را نشان می‌دهند. کلماتی مانند maybe، probably، certainly، possibly، definitely و perhaps در این گروه قرار می‌گیرند.

برای مثال:

Maybe he is busy.

شاید او مشغول باشد.

She will probably come tomorrow.

احتمالاً او فردا خواهد آمد.

He will definitely help us.

او قطعاً به ما کمک خواهد کرد.

تفاوت میان این قیدها در میزان اطمینانی است که گوینده نسبت به اتفاق موردنظر دارد. Definitely اطمینان بسیار بیشتری از maybe نشان می‌دهد. به همین دلیل، قیدهای احتمال فقط اطلاعاتی درباره خود اتفاق ارائه نمی‌کنند؛ بلکه نگرش گوینده نسبت به احتمال وقوع آن را نیز منتقل می‌کنند.

قیدهای اشاره‌ای | Demonstrative Adverbs

برخی قیدها می‌توانند فاصله مکانی یا زمانی یک موقعیت را نسبت به گوینده مشخص کنند. برای نمونه، here، there و then بسته به کاربرد می‌توانند چنین نقشی داشته باشند.

The school is over there.

مدرسه آنجاست.

در این جمله there به مکانی دورتر از گوینده اشاره می‌کند.

در جمله زیر نیز then به زمان گذشته اشاره دارد:

Back then, we didn't have smartphones.

آن زمان‌ها تلفن هوشمند نداشتیم.

این نوع کاربرد بیشتر زمانی اهمیت پیدا می‌کند که گوینده بخواهد یک مکان یا زمان را نسبت به موقعیت فعلی مشخص کند.

قیدهای موصولی | Relative Adverbs

قیدهای موصولی برای معرفی یک جمله وابسته و ارتباط آن با بخش اصلی جمله استفاده می‌شوند. سه قید موصولی پرکاربرد در انگلیسی عبارت‌اند از:

when، where و why

برای مثال:

This is the place where I grew up.

این همان جایی است که من در آن بزرگ شدم.

I remember the day when we first met.

روزی را که برای اولین بار همدیگر را دیدیم به یاد دارم.

I don't know the reason why she left.

دلیل اینکه او چرا رفت را نمی‌دانم.

این کلمات در واقع اطلاعاتی درباره زمان، مکان یا دلیل ارائه می‌کنند و هم‌زمان دو بخش جمله را به یکدیگر مرتبط می‌کنند.

آموزش انواع قید در زبان انگلیسی

قیدهای پرسشی | Interrogative Adverbs

قیدهای پرسشی برای مطرح کردن سؤال استفاده می‌شوند. چهار مورد مهم آن‌ها عبارت‌اند از when، where، why و how.

برای مثال:

When did you arrive?

چه زمانی رسیدی؟

Where do you live?

کجا زندگی می‌کنی؟

Why are you upset?

چرا ناراحتی؟

How did you do that?

چطور این کار را انجام دادی؟

هرکدام از این قیدها نوع خاصی از اطلاعات را درخواست می‌کنند. When درباره زمان، where درباره مکان، why درباره دلیل و how درباره شیوه یا نحوه انجام یک کار سؤال می‌کند.

قیدهای ربطی | Conjunctive Adverbs

قیدهای ربطی برای ارتباط دادن دو ایده یا دو بخش از یک متن به کار می‌روند و می‌توانند رابطه‌هایی مانند تضاد، نتیجه، اضافه کردن اطلاعات یا علت و معلول را نشان دهند. کلماتی مانند however، therefore، besides، consequently و nevertheless نمونه‌هایی از این گروه هستند.

برای مثال:

I wanted to buy the jacket. However, it was too expensive.

می‌خواستم آن کت را بخرم؛ بااین‌حال، خیلی گران بود.

یا:

He studied hard; therefore, he passed the exam.

او سخت درس خواند؛ بنابراین، در آزمون قبول شد.

این قیدها به‌ویژه در نوشتار اهمیت دارند، زیرا به متن کمک می‌کنند ارتباط منطقی میان جمله‌ها واضح‌تر باشد.

قیدهای بیان دیدگاه و نظر | Viewpoint and Commenting Adverbs

بعضی قیدها به جای اینکه فقط یک فعل را توصیف کنند، نگرش یا دیدگاه گوینده نسبت به کل جمله را نشان می‌دهند.

برای مثال:

Luckily, we arrived on time.

خوشبختانه به‌موقع رسیدیم.

کلمه luckily در اینجا صرفاً نحوه رسیدن را توضیح نمی‌دهد؛ بلکه نظر و نگرش گوینده نسبت به اتفاق را نشان می‌دهد.

مثال دیگر:

Apparently, she has left the country.

ظاهراً او کشور را ترک کرده است.

در این جمله apparently نشان می‌دهد گوینده اطلاعات را بر اساس شواهد یا اطلاعات موجود بیان می‌کند و لزوماً شخصاً از درست بودن آن مطمئن نیست.

این نوع قیدها برای انتقال احساس، نگرش، ارزیابی و میزان اطمینان گوینده بسیار کاربردی هستند.

اسم‌هایی که نقش قید پیدا می‌کنند | Adverbial Nouns

گاهی یک اسم یا عبارت اسمی می‌تواند در جمله نقشی مشابه قید داشته باشد و اطلاعاتی درباره زمان، فاصله یا میزان ارائه کند. برای مثال:

He goes to the gym every morning.

او هر روز صبح به باشگاه می‌رود.

عبارت every morning زمان انجام عمل را مشخص می‌کند.

در مثال زیر نیز یک عبارت اسمی فاصله را نشان می‌دهد:

She ran five miles yesterday.

او دیروز پنج مایل دوید.

عبارت five miles میزان فاصله‌ای را که عمل طی شده مشخص می‌کند.

بنابراین در بررسی نقش کلمات، نباید فقط به شکل ظاهری آن‌ها توجه کرد؛ بلکه باید دید هر کلمه یا عبارت در جمله چه اطلاعاتی ارائه می‌دهد و چه نقشی دارد.

تفاوت قیدهای حالت، زمان، مکان و تکرار چیست؟

چهار گروه از قیدها در مکالمه و نوشتار روزمره بسیار پرکاربرد هستند و گاهی زبان‌آموزان آن‌ها را با یکدیگر اشتباه می‌گیرند.

قید حالت نحوه انجام عمل را نشان می‌دهد:

She speaks slowly.

او آهسته صحبت می‌کند.

قید زمان مشخص می‌کند عمل چه زمانی اتفاق افتاده است:

She arrived yesterday.

او دیروز رسید.

قید مکان محل وقوع عمل را مشخص می‌کند:

She is waiting outside.

او بیرون منتظر است.

قید تکرار نیز تعداد دفعات انجام عمل را نشان می‌دهد:

She always arrives early.

او همیشه زود می‌رسد.

بنابراین اگر بتوانید از خودتان بپرسید «چگونه؟»، «چه زمانی؟»، «کجا؟» و «چند وقت یک‌بار؟»، در بسیاری از موارد می‌توانید نوع قید را راحت‌تر تشخیص دهید.

آیا همه قیدها به ly- ختم می‌شوند؟

خیر. یکی از اشتباهات رایج زبان‌آموزان این است که تصور می‌کنند هر کلمه‌ای که به **-ly** ختم شود قید است و هر قیدی نیز باید همین پایان را داشته باشد. بسیاری از قیدهای حالت با ly- ساخته می‌شوند:

careful → carefully

quick → quickly

اما قیدهایی مانند fast، hard، well، often، never و soon نیز وجود دارند که به ly- ختم نمی‌شوند.

از طرف دیگر، بعضی کلمات دارای پایان ly- اصلاً قید نیستند و ممکن است صفت باشند. برای مثال:

friendly/lovely/lonely

بنابراین برای تشخیص قید نباید فقط به پسوند کلمه توجه کرد؛ بلکه نقش و معنای آن در جمله اهمیت بیشتری دارد.

جایگاه قیدها در جمله انگلیسی

جایگاه قید به نوع آن و کلمه‌ای که توصیف می‌کند بستگی دارد. به همین دلیل نمی‌توان یک قانون ثابت برای تمام قیدهای انگلیسی ارائه کرد.

قید حالت اغلب بعد از فعل یا مفعول می‌آید:

She answered the question carefully.

قیدهای تکرار مانند always و usually اغلب قبل از فعل اصلی قرار می‌گیرند:

I usually wake up early.

اما بعد از فعل to be معمولاً جایگاه آن‌ها تغییر می‌کند:

She is usually at home.

قیدهای زمان نیز در بسیاری از جمله‌ها در انتها قرار می‌گیرند:

We met yesterday.

با این حال، قید می‌تواند برای ایجاد تأکید در ابتدای جمله نیز قرار بگیرد:

Yesterday, we met at the station.

بنابراین هنگام یادگیری جایگاه قید، بهتر است به جای حفظ یک فرمول ثابت، الگوی قرار گرفتن هر نوع قید در جمله‌های واقعی را تمرین کنید.

چگونه انواع قید را راحت‌تر یاد بگیریم؟

بهترین روش برای یادگیری قیدها این نیست که فهرستی طولانی از کلمات را بدون کاربرد حفظ کنید. بهتر است هر قید را همراه با معنی، نوع، جایگاه و یک جمله واقعی یاد بگیرید. برای مثال، به جای حفظ کردن صرفاً کلمه carefully، جمله زیر را یاد بگیرید:

He opened the door carefully.

در این حالت هم معنی قید را یاد می‌گیرید، هم می‌بینید که این کلمه چگونه در جمله استفاده می‌شود.

همچنین هنگام مطالعه متن‌های انگلیسی، سعی کنید قیدها را پیدا کنید و از خودتان بپرسید این قید چه اطلاعاتی به جمله اضافه کرده است. آیا زمان را مشخص می‌کند؟ مکان را نشان می‌دهد؟ نحوه انجام عمل را توضیح می‌دهد؟ شدت یک ویژگی را تغییر می‌دهد یا نظر گوینده را بیان می‌کند؟

این روش باعث می‌شود به‌جای حفظ کردن تعاریف، نقش واقعی قیدها را در زبان انگلیسی درک کنید.

یادگیری انواع قید در زبان انگلیسی

قیدها یکی از عناصر مهم گرامر انگلیسی هستند و با اضافه کردن اطلاعاتی درباره نحوه، زمان، مکان، تکرار، شدت، احتمال و دیدگاه، معنی جمله را دقیق‌تر می‌کنند. از مهم‌ترین انواع قید در زبان انگلیسی می‌توان به قید حالت، زمان، مکان، جهت و حرکت، تکرار، درجه و احتمال اشاره کرد و گروه‌هایی مانند قیدهای پرسشی، موصولی، ربطی و بیان دیدگاه نیز کاربردهای تخصصی‌تری دارند. برای یادگیری بهتر، به جای حفظ کردن فهرست بلندبالای قیدها، آن‌ها را در جمله و موقعیت واقعی بررسی کنید و هم‌زمان به معنی، نوع و جایگاهشان توجه داشته باشید. با این روش، تشخیص و استفاده از قیدها در مکالمه و نوشتار به‌تدریج طبیعی‌تر می‌شود.

منبع: langeek

نظرات کاربران ( 28 بازدید کننده )

دیدگاه خود را به اشتراک بگذارید قسمت های ضروری علامت گذاری * شده اند

پشتیبانی بله